clinched deal
توافق بسته شده
clinched victory
پیروزی بسته شده
clinched title
عنوان قهرمانی
clinched position
موقعیت بسته شده
clinched win
برد بسته شده
clinched contract
قرارداد بسته شده
clinched agreement
توافقنامه بسته شده
clinched success
موفقیت بسته شده
clinched spot
محل بسته شده
clinched playoff
مرحله پلی آف بسته شده
she clinched the deal after weeks of negotiations.
او پس از هفتهها مذاکره، معامله را نهایی کرد.
the athlete clinched the championship title with a stunning performance.
ورزشکار با یک عملکرد خیرهکننده، عنوان قهرمانی را به دست آورد.
he clinched the victory in the final moments of the game.
او در آخرین لحظات بازی، پیروزی را به دست آورد.
they clinched their spot in the playoffs with that win.
آنها با آن برد، جایگاه خود را در پلیآف تضمین کردند.
the team clinched the trophy for the third consecutive year.
تیم برای سومین سال متوالی جام را به دست آورد.
after a tough competition, she finally clinched first place.
پس از یک مسابقه سخت، او سرانجام جایگاه اول را به دست آورد.
he clinched the contract with his impressive pitch.
او با ارائه جذاب خود، قرارداد را نهایی کرد.
the negotiations were tough, but they clinched an agreement.
مذاکرات سخت بودند، اما آنها به یک توافق رسیدند.
she clinched the lead in the race early on.
او در ابتدای مسابقه، پیشتازی را به دست آورد.
they clinched a major partnership that will boost their business.
آنها یک مشارکت بزرگ را تضمین کردند که باعث تقویت کسب و کار آنها خواهد شد.
clinched deal
توافق بسته شده
clinched victory
پیروزی بسته شده
clinched title
عنوان قهرمانی
clinched position
موقعیت بسته شده
clinched win
برد بسته شده
clinched contract
قرارداد بسته شده
clinched agreement
توافقنامه بسته شده
clinched success
موفقیت بسته شده
clinched spot
محل بسته شده
clinched playoff
مرحله پلی آف بسته شده
she clinched the deal after weeks of negotiations.
او پس از هفتهها مذاکره، معامله را نهایی کرد.
the athlete clinched the championship title with a stunning performance.
ورزشکار با یک عملکرد خیرهکننده، عنوان قهرمانی را به دست آورد.
he clinched the victory in the final moments of the game.
او در آخرین لحظات بازی، پیروزی را به دست آورد.
they clinched their spot in the playoffs with that win.
آنها با آن برد، جایگاه خود را در پلیآف تضمین کردند.
the team clinched the trophy for the third consecutive year.
تیم برای سومین سال متوالی جام را به دست آورد.
after a tough competition, she finally clinched first place.
پس از یک مسابقه سخت، او سرانجام جایگاه اول را به دست آورد.
he clinched the contract with his impressive pitch.
او با ارائه جذاب خود، قرارداد را نهایی کرد.
the negotiations were tough, but they clinched an agreement.
مذاکرات سخت بودند، اما آنها به یک توافق رسیدند.
she clinched the lead in the race early on.
او در ابتدای مسابقه، پیشتازی را به دست آورد.
they clinched a major partnership that will boost their business.
آنها یک مشارکت بزرگ را تضمین کردند که باعث تقویت کسب و کار آنها خواهد شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید