compositing

[ایالات متحده]/ˈkɒmpəzɪtɪŋ/
[بریتانیا]/kəmˈpɑːzɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ترکیب شده؛ ساخته شده با ترکیب بخش‌هایی در یکی؛ ترکیبی؛ شامل عناصر متعدد.

عبارات و ترکیب‌ها

digital compositing

کامپوزیت دیجیتال

layer compositing

کامپوزیت لایه‌ای

real-time compositing

کامپوزیت زمان واقعی

advanced compositing

کامپوزیت پیشرفته

compositing workflow

فرآیند کامپوزیت

composited footage

فیلم کامپوزیت شده

compositing shots

کامپوزیت‌های عکس

compositing passes

پاس‌های کامپوزیت

compositing problems

مشکلات کامپوزیت

composited images

تصاویر کامپوزیت شده

جملات نمونه

we used compositing in post-production to blend the actor into a snowy landscape.

ما از ترکیب تصویر در پس تولید برای ترکیب بازیگر در یک منظر برفی استفاده کردیم.

the vfx team relies on compositing to integrate cgi elements with live-action footage.

تیم VFX به ترکیب تصویر برای ادغام عناصر CGI با فیلم‌های واقعی وابسته است.

good compositing helps match lighting and shadows across all layers.

ترکیب تصویر خوب به تطابق نور و سایه‌ها در تمام لایه‌ها کمک می‌کند.

she is compositing multiple exposures to create a dramatic sky in the final image.

او چندین نمایشگر را ترکیب می‌کند تا آسمان در تصویر نهایی دراماتیک باشد.

we spent hours compositing the green-screen shots to remove spill and refine edges.

ما ساعاتی را صرف ترکیب تصویر گرفته‌های سبز گذاشتن برای حذف نشت و تکمیل لبه‌ها کردیم.

after compositing the foreground and background, we applied color correction to unify the scene.

پس از ترکیب تصویر پیش زمینه و پس زمینه، ما اصلاح رنگ را برای یکپارچه کردن صحنه اعمال کردیم.

the editor is compositing titles over the footage for a clean opening sequence.

ویراستار تیترها را روی فیلم‌های گرفته شده ترکیب می‌کند تا توالی باز کردن تمیز باشد.

compositing with motion tracking kept the logo locked to the moving sign.

ترکیب تصویر با ردیابی حرکت لوگو را به نشانه حرکتی قفل کرد.

they improved the shot by compositing practical smoke with simulated particles.

آنها با ترکیب دود عملی با ذرات شبیه سازی شده تصویر را بهبود دادند.

fast compositing is possible when assets are organized and layers are labeled clearly.

ترکیب تصویر سریع زمانی ممکن است که دارایی‌ها سازماندهی شده و لایه‌ها به طور واضح برچسب‌گذاری شده باشند.

the final poster required compositing product renders with a studio background.

پوستر نهایی نیاز به ترکیب تصویر نتایج محصول با پس زمینه استودیو داشت.

we are compositing reflections onto the glass to make the storefront feel real.

ما بازتاب‌ها را روی شیشه ترکیب می‌کنیم تا فروشگاه احساس واقعی داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید