damnd

[US]/dæmd/
[UK]/dæmd/

Translation

adj. (حالت قدیمی یا نادرست املایی از damned) محکوم به عذاب مخلد؛ به منظور بیان غضب یا ناراحتی استفاده می‌شود.
adv. (حالت قدیمی یا نادرست املایی از damned) به عنوان یک تقویت‌کننده، به ویژه در ساختارهای منفی (مثلاً damnd if I do) استفاده می‌شود.
Word Forms
صفت عالیdamndest

Example Sentences

that was a damn good meal we had last night.

این یک غذای واقعاً خوبی بود که دیروز شب داشتیم.

you damn well know what you did wrong.

شما خوب می‌دانید که چه چیزی اشتباه کردید.

it's damn near impossible to find parking downtown.

پارک کردن در مرکز شهر تقریباً غیرممکن است.

he's a damn fool if he thinks he can get away with that.

اگر فکر می‌کند که می‌تواند از آن گذشته باشد، واقعاً یک آدم غلط است.

i'm damn sure i left my keys on the table.

من مطمئن هستم که کلیدهایم را روی میز گذاشتم.

this weather is damn cold for the middle of summer.

این آب و هوا در وسط تابستان واقعاً سرد است.

she looks damn beautiful in that dress.

او در آن لباس واقعاً زیباست.

that's a damn shame we missed the concert.

این یک افسوس واقعاً بزرگ است که کنسرت را از دست دادیم.

this exam was damn hard, but i think i passed.

این آزمون واقعاً سخت بود، اما فکر می‌کنم قبول شدم.

you're damn right i'm angry about what happened.

شما درست می‌گویید، من درباره آنچه که افتاده است خشمگی هستم.

the movie was damn boring, i almost fell asleep.

فیلم واقعاً خیلی خسته کننده بود، تقریباً خوابیدم.

that was a damn expensive restaurant, but worth it.

این یک رستوران واقعاً گران بود، اما ارزش آن را داشت.

you're a damn smart person for figuring that out.

شما واقعاً یک فرد باهوش هستید که آن را متوجه شدید.

this damn phone keeps freezing on me.

این تلفن همیشه در حال یخ زدن است.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now