| صفت عالی | damndest |
that was a damn good meal we had last night.
این یک غذای واقعاً خوبی بود که دیروز شب داشتیم.
you damn well know what you did wrong.
شما خوب میدانید که چه چیزی اشتباه کردید.
it's damn near impossible to find parking downtown.
پارک کردن در مرکز شهر تقریباً غیرممکن است.
he's a damn fool if he thinks he can get away with that.
اگر فکر میکند که میتواند از آن گذشته باشد، واقعاً یک آدم غلط است.
i'm damn sure i left my keys on the table.
من مطمئن هستم که کلیدهایم را روی میز گذاشتم.
this weather is damn cold for the middle of summer.
این آب و هوا در وسط تابستان واقعاً سرد است.
she looks damn beautiful in that dress.
او در آن لباس واقعاً زیباست.
that's a damn shame we missed the concert.
این یک افسوس واقعاً بزرگ است که کنسرت را از دست دادیم.
this exam was damn hard, but i think i passed.
این آزمون واقعاً سخت بود، اما فکر میکنم قبول شدم.
you're damn right i'm angry about what happened.
شما درست میگویید، من درباره آنچه که افتاده است خشمگی هستم.
the movie was damn boring, i almost fell asleep.
فیلم واقعاً خیلی خسته کننده بود، تقریباً خوابیدم.
that was a damn expensive restaurant, but worth it.
این یک رستوران واقعاً گران بود، اما ارزش آن را داشت.
you're a damn smart person for figuring that out.
شما واقعاً یک فرد باهوش هستید که آن را متوجه شدید.
this damn phone keeps freezing on me.
این تلفن همیشه در حال یخ زدن است.
that was a damn good meal we had last night.
این یک غذای واقعاً خوبی بود که دیروز شب داشتیم.
you damn well know what you did wrong.
شما خوب میدانید که چه چیزی اشتباه کردید.
it's damn near impossible to find parking downtown.
پارک کردن در مرکز شهر تقریباً غیرممکن است.
he's a damn fool if he thinks he can get away with that.
اگر فکر میکند که میتواند از آن گذشته باشد، واقعاً یک آدم غلط است.
i'm damn sure i left my keys on the table.
من مطمئن هستم که کلیدهایم را روی میز گذاشتم.
this weather is damn cold for the middle of summer.
این آب و هوا در وسط تابستان واقعاً سرد است.
she looks damn beautiful in that dress.
او در آن لباس واقعاً زیباست.
that's a damn shame we missed the concert.
این یک افسوس واقعاً بزرگ است که کنسرت را از دست دادیم.
this exam was damn hard, but i think i passed.
این آزمون واقعاً سخت بود، اما فکر میکنم قبول شدم.
you're damn right i'm angry about what happened.
شما درست میگویید، من درباره آنچه که افتاده است خشمگی هستم.
the movie was damn boring, i almost fell asleep.
فیلم واقعاً خیلی خسته کننده بود، تقریباً خوابیدم.
that was a damn expensive restaurant, but worth it.
این یک رستوران واقعاً گران بود، اما ارزش آن را داشت.
you're a damn smart person for figuring that out.
شما واقعاً یک فرد باهوش هستید که آن را متوجه شدید.
this damn phone keeps freezing on me.
این تلفن همیشه در حال یخ زدن است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید