| شکل سوم شخص مفرد | deracinates |
| صفت یا فعل حال استمراری | deracinating |
| زمان گذشته | deracinated |
| قسمت سوم فعل | deracinated |
deracinate weeds
ریشه کَن کردن علفهای هرز
deracinate culture
ریشه کَن کردن فرهنگ
deracinate plants
ریشه کَن کردن گیاهان
deracinate ideas
ریشه کَن کردن ایدهها
deracinate identity
ریشه کَن کردن هویت
deracinate beliefs
ریشه کَن کردن باورها
deracinate roots
ریشه کَن کردن ریشهها
deracinate traditions
ریشه کَن کردن سنتها
deracinate memories
ریشه کَن کردن خاطرات
deracinate habits
ریشه کَن کردن عادتها
the invasive species can deracinate native plants.
گونههای مهاجم میتوانند گیاهان بومی را ریشهکنی کنند.
efforts to deracinate poverty must be prioritized.
تلاشها برای ریشهکنی فقر باید در اولویت قرار گیرند.
they aim to deracinate outdated traditions.
آنها هدفشان ریشهکنی سنتهای قدیمی است.
the campaign seeks to deracinate misinformation.
این کمپین به دنبال ریشهکنی اطلاعات نادرست است.
his goal is to deracinate fear from the community.
هدف او ریشهکنی ترس از جامعه است.
education can help to deracinate ignorance.
آموزش میتواند به ریشهکنی نادانی کمک کند.
we must deracinate the sources of conflict.
ما باید منابع مناقشه را ریشهکنی کنیم.
to deracinate inequality, we need systemic change.
برای ریشهکنی نابرابری، به تغییرات سیستمی نیاز داریم.
they are working to deracinate stereotypes in society.
آنها در تلاشند تا کلیشهها را در جامعه ریشهکنی کنند.
her research aims to deracinate harmful practices.
تحقیقات او به دنبال ریشهکنی روشهای مضر است.
deracinate weeds
ریشه کَن کردن علفهای هرز
deracinate culture
ریشه کَن کردن فرهنگ
deracinate plants
ریشه کَن کردن گیاهان
deracinate ideas
ریشه کَن کردن ایدهها
deracinate identity
ریشه کَن کردن هویت
deracinate beliefs
ریشه کَن کردن باورها
deracinate roots
ریشه کَن کردن ریشهها
deracinate traditions
ریشه کَن کردن سنتها
deracinate memories
ریشه کَن کردن خاطرات
deracinate habits
ریشه کَن کردن عادتها
the invasive species can deracinate native plants.
گونههای مهاجم میتوانند گیاهان بومی را ریشهکنی کنند.
efforts to deracinate poverty must be prioritized.
تلاشها برای ریشهکنی فقر باید در اولویت قرار گیرند.
they aim to deracinate outdated traditions.
آنها هدفشان ریشهکنی سنتهای قدیمی است.
the campaign seeks to deracinate misinformation.
این کمپین به دنبال ریشهکنی اطلاعات نادرست است.
his goal is to deracinate fear from the community.
هدف او ریشهکنی ترس از جامعه است.
education can help to deracinate ignorance.
آموزش میتواند به ریشهکنی نادانی کمک کند.
we must deracinate the sources of conflict.
ما باید منابع مناقشه را ریشهکنی کنیم.
to deracinate inequality, we need systemic change.
برای ریشهکنی نابرابری، به تغییرات سیستمی نیاز داریم.
they are working to deracinate stereotypes in society.
آنها در تلاشند تا کلیشهها را در جامعه ریشهکنی کنند.
her research aims to deracinate harmful practices.
تحقیقات او به دنبال ریشهکنی روشهای مضر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید