dusts settle
گرد و غبار ته نشین میکند
dusts off
گرد و غبار را پاک میکند
dusts furniture
گرد و غبار چوبها را پاک میکند
dusts shelves
گرد و غبار رفها را پاک میکند
dusts books
گرد و غبار کتابها را پاک میکند
dusts surfaces
گرد و غبار سطوح را پاک میکند
dusts car
گرد و غبار ماشین را پاک میکند
dusts computer
گرد و غبار کامپیوتر را پاک میکند
dusts screen
گرد و غبار صفحه را پاک میکند
dusts antique
گرد و غبار اثر تاریخی را پاک میکند
the sunlight dusts the room with a golden glow.
نور خورشید باعث میشود اتاق با یک نور طلایی پر شود.
he carefully dusts the antique furniture with a soft cloth.
او با دقت مبلمان باستانی را با یک پارچه نرم پود میزند.
a fine layer of dusts covers the abandoned car.
یک لایه نازک از گرد و غبار روی ماشین ترکیده پوشیده است.
the baker dusts the bread with flour before baking.
بیشتر پیکنیکها در فصل بهار انجام میشود.
snow dusts the mountain peaks, creating a beautiful scene.
برف قلههای کوه را پوشانده و یک صحنه زیبایی ایجاد میکند.
she dusts off her coat and heads out the door.
او گرد و غبار کت رویش را پاک میکند و از در خارج میشود.
the stagehands dusts the set before the performance begins.
کارگران صحنه قبل از شروع اجرا مجموعه را پود میزنند.
a gentle breeze dusts the leaves with a shimmering sheen.
یک باد ملایم برگها را با یک لایه لامعان پود میزند.
he dusts the shelves in the library every week.
او هر هفته کتابهای رفهای کتابخانه را پود میزند.
the camera dusts the crowd with a soft focus.
کامера با یک فوکوس نرم روی جمعیت پود میزند.
the artist dusts the canvas with charcoal for shading.
هنرمند با استفاده از چوبکبریت روی کanvas برای سایهافکنی پود میزند.
dusts settle
گرد و غبار ته نشین میکند
dusts off
گرد و غبار را پاک میکند
dusts furniture
گرد و غبار چوبها را پاک میکند
dusts shelves
گرد و غبار رفها را پاک میکند
dusts books
گرد و غبار کتابها را پاک میکند
dusts surfaces
گرد و غبار سطوح را پاک میکند
dusts car
گرد و غبار ماشین را پاک میکند
dusts computer
گرد و غبار کامپیوتر را پاک میکند
dusts screen
گرد و غبار صفحه را پاک میکند
dusts antique
گرد و غبار اثر تاریخی را پاک میکند
the sunlight dusts the room with a golden glow.
نور خورشید باعث میشود اتاق با یک نور طلایی پر شود.
he carefully dusts the antique furniture with a soft cloth.
او با دقت مبلمان باستانی را با یک پارچه نرم پود میزند.
a fine layer of dusts covers the abandoned car.
یک لایه نازک از گرد و غبار روی ماشین ترکیده پوشیده است.
the baker dusts the bread with flour before baking.
بیشتر پیکنیکها در فصل بهار انجام میشود.
snow dusts the mountain peaks, creating a beautiful scene.
برف قلههای کوه را پوشانده و یک صحنه زیبایی ایجاد میکند.
she dusts off her coat and heads out the door.
او گرد و غبار کت رویش را پاک میکند و از در خارج میشود.
the stagehands dusts the set before the performance begins.
کارگران صحنه قبل از شروع اجرا مجموعه را پود میزنند.
a gentle breeze dusts the leaves with a shimmering sheen.
یک باد ملایم برگها را با یک لایه لامعان پود میزند.
he dusts the shelves in the library every week.
او هر هفته کتابهای رفهای کتابخانه را پود میزند.
the camera dusts the crowd with a soft focus.
کامера با یک فوکوس نرم روی جمعیت پود میزند.
the artist dusts the canvas with charcoal for shading.
هنرمند با استفاده از چوبکبریت روی کanvas برای سایهافکنی پود میزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید