equate

[ایالات متحده]/iˈkweɪt/
[بریتانیا]/iˈkweɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دو چیز را برابر یا معادل دانستن، همانند هم رفتار کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

equate with

برابر کردن

جملات نمونه

customers equate their name with quality.

مشتریان نام خود را با کیفیت یکی می‌کنند.

equates inexperience with youth.

برابری تجربه کم با جوانی.

that sum equates to half a million pounds today.

آن مبلغ امروز معادل ۵۰۰ هزار پوند است.

the level of prices will move to equate supply and demand.

سطح قیمت‌ها به گونه‌ای تغییر خواهد کرد که عرضه و تقاضا را برابر کند.

Politics cannot be equated with art.

نمی‌توان سیاست را با هنر یکسان دانست.

Do my qualifications equate to any in your country?

آیا مدارک من با مدارک شما در کشور شما برابری می‌کند؟

He equates success with material wealth.

او موفقیت را با ثروت مادی یکی می‌داند.

the Victorians equated the railways with progress and civilization.

ویكتوريان‌ها راه‌آهن‌ها را با پیشرفت و تمدن برابر می‌دانستند.

You can't equate his poems with his plays.

نمی‌توان شعر و نمایشنامه او را با هم برابر دانست.

"Nowadays, many people equate passing examinations with being educated."

امروزه بسیاری از مردم گذراندن امتحان را با تحصیل‌کردگی یکی می‌دانند.

You can’t equate passing examination and being intelligent.

نمی‌توان گذراندن امتحان و باهوش بودن را با هم برابر دانست.

Production costs for the movie equated to around 30% of income.

هزینه‌های تولید فیلم معادل حدود ۳۰ درصد درآمد بود.

2. Future $: Average total rebill revenue earned by the affiliate due to sales from a site. Generally this equates to the average sum of all rebills.

2. آینده $: میانگین کل درآمد حاصل از بازپرداخت که توسط وابسته به دلیل فروش از یک وب سایت به دست می‌آورد. به طور کلی این معادل میانگین مجموع بازپرداخت‌ها است.

نمونه‌های واقعی

So we'll just sell it to them directly and cut you entirely out of the equation.

ما فقط آن را مستقیماً به آنها می‌فروشیم و شما را به طور کامل از معادله حذف می‌کنیم.

منبع: Listening Digest

It's a mistake to equate wealth with happiness.

اشتباه است که ثروت را با خوشبختی یکی بداند.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Which element of leadership does that equate to? Engaging the greatness in others.

کدام عنصر رهبری به این معناست؟ تشویق و فعال کردن بزرگی در دیگران.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection

To sum up, I think a higher education doesn't always equate to a better career.

به طور خلاصه، من فکر می‌کنم که تحصیلات عالی همیشه به معنای یک شغل بهتر نیست.

منبع: TOEFL Speaking Preparation Guide

Now lower viral load doesn't automatically equate to less transmission, the scientists noted in their study.

حالا بار ویروسی کمتر به طور خودکار به معنای انتقال کمتر نیست، همانطور که دانشمندان در مطالعه خود ذکر کردند.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American November 2022 Compilation

Lack of eye contact should not equate to anything other than this is what the person chooses.

نبودن تماس چشمی نباید به معنای چیزی غیر از این باشد که شخص انتخاب کرده است.

منبع: Connection Magazine

Max, are you trying to equate a person's love with a cat's love?

ماکس، آیا سعی می‌کنی عشق یک شخص را با عشق یک گربه یکی کنی؟

منبع: 2 Broke Girls Season 3

Are you equating forgetting our anniversary with cheating on me?

آیا فراموش کردن سالگرد ازدواج ما را با خیانت به من یکی می‌کنی؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

Many of us equate " commitment" with such " caring" occupations as teaching and nursing.

بسیاری از ما " تعهد" را با مشاغلی مانند تدریس و پرستاری که " مراقبت" را شامل می شود، یکی می دانیم.

منبع: Gaokao Reading Real Questions

They equate a disciplined life of structure to feelings of entrapment.

آنها یک زندگی منظم و ساختار یافته را با احساسات اسارت یکی می کنند.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید