fixe

[ایالات متحده]/[fɪks]/
[بریتانیا]/[fɪks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قیمت یا هزینه که به توافق رسیده است؛ یک پرداخت منظم، به ویژه برای یک خدمات.
v. تعمیر یا بازگرداندن چیزی که شکسته است به کار؛ اصلاح یا حل یک مشکل؛ تنظیم یا قطع چیزی به طور محکم.
adj. ثابت یا ثابت شده؛ پرداخته به تغییر.

عبارات و ترکیب‌ها

fixed price

قیمت ثابت

fixed rate

نرخ ثابت

fixed income

所得 ثابت

fixed deposit

حساب ودیعه ثابت

fixed costs

هزینه های ثابت

جملات نمونه

we need to fix the broken window before it rains.

باید پنجره شکسته را قبل از باران تعمیر کنیم.

can you fix my computer? it's running very slowly.

آیا می‌توانی کامپیوتر من را تعمیر کنی؟ خیلی کند کار می‌کند.

the mechanic will fix your car tomorrow morning.

تکنسین فردا صبح ماشین شما را تعمیر خواهد کرد.

i tried to fix the leaky faucet, but i couldn't.

من سعی کردم شیر چکیده را تعمیر کنم، اما نتونستم.

the plumber is coming to fix the pipes.

پیپر فاضلاب آماده اینه که لوله ها رو تعمیر کنه.

it's important to fix errors in your writing.

اهمیت دارد که اشتباهات در نوشتن شما را تصحیح کنید.

the company is working to fix the software bug.

شرکت در حال کار برای تعمیر باگ نرم افزار است.

he promised to fix the fence in the backyard.

او قول داد که سرپرستی در بازیگاه را تعمیر کند.

let's fix dinner; i'm starving.

چهارچوب شام را تعمیر کنیم؛ گرسه ام.

the chef can fix a delicious meal in minutes.

شکیف می‌تواند یک غذای لذیذ را در چند دقیقه تهیه کند.

we need to fix these mistakes before submitting the report.

باید این اشتباهات را قبل از ارسال گزارش تصحیح کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید