goldilock

[ایالات متحده]/ˈɡoʊldilɒk/
[بریتانیا]/ˈɡoʊldilɑːk/

ترجمه

n. سال‌های طلایی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

goldilocks zone

منطقه گولدیлокس

goldilocks principle

اصل گولدیлокس

goldilocks economy

اقتصاد گولدیлокس

goldilocks conditions

شرایط گولدیлокس

goldilocks era

عصر گولدیлокس

goldilocks planet

کره گولدیлокس

goldilocks scenario

سценاریو گولدیлокس

goldilocks effect

اثر گولدیлокس

goldilocks paradox

پارادوکس گولدیлокس

goldilocks market

بازار گولدیлокس

جملات نمونه

the goldilocks zone in astronomy refers to the region where liquid water can exist on a planet's surface.

منطقه گولدیل็کس در اخترفیزیک به منطقه ای گفته می‌شود که در آن آب مایع می‌تواند روی سطح یک سیاره وجود داشته باشد.

economists are searching for a goldilocks economy that is neither too hot nor too cold.

اقتصاددان‌ها به دنبال یک اقتصاد گولدیل็کس هستند که نه گرم بیش از حد و نه سرد بیش از حد است.

the goldilocks principle suggests that optimal conditions fall between two extremes.

اصل گولدیل็کس می‌گوید که شرایط بهینه بین دو گوشه قرار دارد.

scientists discovered a potential goldilocks planet in a nearby star system.

دانشمندان یک سیاره گولدیل็کس پتانسیلی را در یک سیستم ستاره‌ای نزدیک کشف کردند.

finding the goldilocks solution requires careful balancing of multiple factors.

یافتن راه‌حل گولدیل็کس نیازمند تعادل دقیق بین چندین عامل است.

the goldilocks conditions for this experiment are very specific and difficult to achieve.

شرایط گولدیل็کس برای این آزمایش بسیار خاص و دشوار برای دستیابی است.

we are living in what some call a goldilocks era for technology advancement.

ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که برخی آن را دوره گولدیل็کس برای پیشرفت فناوری می‌نامند.

the goldilocks effect describes how humans prefer moderate over extreme options.

اثر گولدیل็کس نحوه این را توصیف می‌کند که انسان‌ها گزینه‌های معتدل را به گزینه‌های اکسیمی ترجیح می‌دهند.

engineers face the goldilocks paradox when designing systems that must be both efficient and robust.

مهندسان در موقعیتی قرار می‌گیرند که باید سیستم‌هایی را طراحی کنند که هم کارایی و هم پایداری داشته باشند، که به تناقض گولدیل็کس معروف است.

this temperature is just right, representing the perfect goldilocks scenario for sleeping.

این دمای دقیق است و سناریوی گولدیل็کس کامل برای خواب را نشان می‌دهد.

the goldilocks principle applies to many areas including economics, science, and daily life.

اصل گولدیل็کس به بسیاری از زمینه‌ها از جمله اقتصاد، علم و زندگی روزمره اعمال می‌شود.

investors hope to find a goldilocks investment that offers moderate returns with acceptable risk.

سرمایه‌گذاران امیدوارند یک سرمایه‌گذاری گولدیل็کس پیدا کنند که با ریسک قابل قبول بازده معتدلی ارائه می‌دهد.

climate scientists use the goldilocks analogy to describe planetary habitability.

دانشمندان اقلیمی از تشبیه گولدیل็کس برای توصیف سکونت‌پذیری سیاره‌ای استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید