high moldability
پلاستیسیته بالا
assessing moldability
ارزیابی پلاستیسیته
moldability testing
آزمایش پلاستیسیته
enhanced moldability
پلاستیسیته افزایش یافته
improving moldability
بهبود پلاستیسیته
material's moldability
پلاستیسیته ماده
lack moldability
کمبود پلاستیسیته
moldability index
شاخص پلاستیسیته
demonstrates moldability
نشان دادن پلاستیسیته
predicting moldability
پیشبینی پلاستیسیته
the clay’s moldability allowed for intricate sculptures.
قابلیت شکلگیری خمیر به ایجاد اسکلتهای پیچیده امکان پذیر بود.
her professional moldability helped her adapt to new roles.
قابلیت شکلگیری حرفهای او به او کمک کرد تا به رولهای جدید سازگار شود.
we valued the team’s moldability in the face of challenges.
ما قابلیت شکلگیری تیم را در برابر چالشها ارزشمند میدانستیم.
the material’s impressive moldability made it ideal for casting.
قابلیت شکلگیری بسیار خوب مواد آن را برای ریختهگری مناسب کرد.
a leader needs to foster moldability within their team.
یک رهبر نیاز دارد تا درون تیم خود قابلیت شکلگیری را تقویت کند.
the dough’s moldability was perfect for making cookies.
قابلیت شکلگیری ترکیب خمیر برای ساخت کوکیها کامل بود.
his moldability allowed him to quickly learn new skills.
قابلیت شکلگیری او به او اجازه داد سریعتر مهارتهای جدید یاد بگیرد.
the polymer demonstrated excellent moldability under heat.
پلیمر زیر گرما قابلیت شکلگیری بسیار خوبی نشان داد.
we sought a candidate with high moldability and adaptability.
ما یک نامزد با قابلیت شکلگیری بالا و انعطافپذیری را جستجو میکردیم.
the artist appreciated the clay’s inherent moldability.
هنرمند قابلیت شکلگیری ذاتی خمیر را ارزشمند میدانست.
the project required a high degree of moldability from the team.
این پروژه از تیم قابلیت شکلگیری درجه بالایی را نیاز داشت.
high moldability
پلاستیسیته بالا
assessing moldability
ارزیابی پلاستیسیته
moldability testing
آزمایش پلاستیسیته
enhanced moldability
پلاستیسیته افزایش یافته
improving moldability
بهبود پلاستیسیته
material's moldability
پلاستیسیته ماده
lack moldability
کمبود پلاستیسیته
moldability index
شاخص پلاستیسیته
demonstrates moldability
نشان دادن پلاستیسیته
predicting moldability
پیشبینی پلاستیسیته
the clay’s moldability allowed for intricate sculptures.
قابلیت شکلگیری خمیر به ایجاد اسکلتهای پیچیده امکان پذیر بود.
her professional moldability helped her adapt to new roles.
قابلیت شکلگیری حرفهای او به او کمک کرد تا به رولهای جدید سازگار شود.
we valued the team’s moldability in the face of challenges.
ما قابلیت شکلگیری تیم را در برابر چالشها ارزشمند میدانستیم.
the material’s impressive moldability made it ideal for casting.
قابلیت شکلگیری بسیار خوب مواد آن را برای ریختهگری مناسب کرد.
a leader needs to foster moldability within their team.
یک رهبر نیاز دارد تا درون تیم خود قابلیت شکلگیری را تقویت کند.
the dough’s moldability was perfect for making cookies.
قابلیت شکلگیری ترکیب خمیر برای ساخت کوکیها کامل بود.
his moldability allowed him to quickly learn new skills.
قابلیت شکلگیری او به او اجازه داد سریعتر مهارتهای جدید یاد بگیرد.
the polymer demonstrated excellent moldability under heat.
پلیمر زیر گرما قابلیت شکلگیری بسیار خوبی نشان داد.
we sought a candidate with high moldability and adaptability.
ما یک نامزد با قابلیت شکلگیری بالا و انعطافپذیری را جستجو میکردیم.
the artist appreciated the clay’s inherent moldability.
هنرمند قابلیت شکلگیری ذاتی خمیر را ارزشمند میدانست.
the project required a high degree of moldability from the team.
این پروژه از تیم قابلیت شکلگیری درجه بالایی را نیاز داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید