pressable

[ایالات متحده]/ˈprɛsəbəl/
[بریتانیا]/ˈprɛsəbəl/

ترجمه

adj. قابل فشردن یا فشرده شدن؛ قابل اتوکشی یا صاف کردن با حرارت.

عبارات و ترکیب‌ها

pressable button

دکمه قابل فشار

pressable key

کلید قابل فشار

pressable area

ناحیه قابل فشار

easily pressable

به راحتی قابل فشار

not pressable

غیر قابل فشار

pressable surface

سطح قابل فشار

pressable icon

آیکون قابل فشار

is pressable

قابل فشار است

جملات نمونه

the pressable button on the remote control responded instantly to my touch.

دکمه قابل لمس روی کنترل از دست من به سرعت پاسخ داد.

users can interact with the pressable interface elements displayed on the screen.

کاربران می‌توانند با عناصر رابط کاربری قابل لمس که روی صفحه نمایش داده می‌شوند، تعامل داشته باشند.

the touch-sensitive display features multiple pressable zones for different functions.

صفحه نمایش حساس به لمس دارای مناطق قابل لمس متعدد برای عملکردهای مختلف است.

the elevator has a pressable keypad that requires a security code.

آسانسور دارای یک صفحه کلید قابل لمس است که به کد امنیتی نیاز دارد.

children enjoy toys with bright colors and pressable buttons that make sounds.

کودکان از اسباب‌بازی‌هایی با رنگ‌های روشن و دکمه‌های قابل لمس که صدا تولید می‌کنند، لذت می‌برند.

the new smartphone model includes a pressable home button at the bottom of the screen.

مدل جدید گوشی هوشمند دارای یک دکمه اصلی قابل لمس در پایین صفحه است.

the arcade machine offers a variety of pressable controls for gaming enthusiasts.

دستگاه آرکید انواع کنترل‌های قابل لمس را برای علاقه‌مندان به بازی ارائه می‌دهد.

the pressable switch on the wall controls the lighting in the room.

کلید قابل لمس روی دیوار نورپردازی اتاق را کنترل می‌کند.

touchscreen devices rely on pressable icons to navigate through applications.

دستگاه‌های صفحه لمسی برای پیمایش در برنامه‌ها به آیکون‌های قابل لمس متکی هستند.

the interactive kiosk features a large pressable screen for easy user interaction.

کیسک تعاملی دارای یک صفحه نمایش بزرگ و قابل لمس برای تعامل آسان کاربر است.

the game controller has responsive pressable triggers for precise gameplay.

دستگاه بازی دارای ماشره قابل لمس و پاسخگو برای گیم‌پلی دقیق است.

the pressable areas on the touch panel allow users to scroll and select options.

مناطق قابل لمس روی پنل لمسی به کاربران اجازه می‌دهد تا پیمایش کرده و گزینه‌ها را انتخاب کنند.

modern appliances often feature pressable knobs instead of traditional rotary ones.

دستگاه‌های مدرن اغلب دارای دستگیره‌های قابل لمس به جای دستگیره‌های چرخشی سنتی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید