rubberstamp

[ایالات متحده]/ˈrʌbəstæmp/
[بریتانیا]/ˈrʌbərstæmp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستگاه، معمولاً از لاستیک ساخته شده، که برای چاپ روی اسناد یا سطوح استفاده می‌شود، اغلب با چاپی؛ شخص یا سازمانی که تأیید یا رضایت را به طور خودکار و بدون بررسی واقعی یا بازبینی ارائه می‌دهد
vt. تأیید یا مجوز دادن به چیزی به طور معمول و بدون بررسی مناسب یا در نظر گرفتن
شکل‌های واژه
زمان گذشتهrubberstamped
قسمت سوم فعلrubberstamped
شکل سوم شخص مفردrubberstamps
جمعrubberstamps
صفت یا فعل حال استمراریrubberstamping

عبارات و ترکیب‌ها

rubberstamp approval

تایید مهرکار

rubberstamp legislation

قانون‌گذاری مهرکار

rubberstamp decision

تصمیم مهرکار

rubberstamp mentality

ذهنیت مهرکار

rubberstamp committee

کمیته مهرکار

rubberstamp process

فرآیند مهرکار

rubberstamp institution

سازمان مهرکار

rubberstamping exercise

تمرین مهرکاری

mere rubberstamp

فقط مهرکار

act as rubberstamp

عمل کردن به عنوان مهرکار

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید