unbonded
پیوند نشده
unbonding
پیوند نشدن
unbonded state
حالت پیوند نشده
unbonded particles
ذرات پیوند نشده
to unbond
پیوند نشدن
unbonded elements
عناصر پیوند نشده
unbonded atoms
اتومهای پیوند نشده
begin unbonding
شروع به پیوند نشدن
unbonded molecules
مولکولهای پیوند نشده
unbonded freedom
آزادی پیوند نشده
the unbond particles separate easily when heated.
ذرات نابندیده به راحتی از هم جدا میشوند.
she decided to unbond from her toxic relationship.
او تصمیم گرفت از رابطهی سمی خود جدا شود.
the unbonded concrete foundation needs reinforcement.
بنیاد بتن نابندیده نیاز به تقویت دارد.
the chemical reaction caused the molecules to unbond.
واکنش شیمیایی باعث از هم جدا شدن مولکولها شد.
he felt he needed to unbond himself from past trauma.
او احساس کرد که نیاز دارد از آسیبهای گذشته خود جدا شود.
the unbond fibers can be re-bonded with the right adhesive.
الیاف نابندیده میتوانند با چسب مناسب دوباره به هم بچسبند.
some metals unbond at extremely high temperatures.
برخی فلزات در دمای بسیار بالا از هم جدا میشوند.
the therapy helped her unbond from childhood memories.
درمان کمک کرد تا از خاطرات کودکی خود جدا شود.
the unbonded layer provides thermal insulation.
لایهی نابندیده عایق حرارتی فراهم میکند.
scientists observed how the atoms would unbond under pressure.
دانشمندان مشاهده کردند که اتمها چگونه تحت فشار از هم جدا میشوند.
the unbonded state allows for greater flexibility.
حالت نابندیده به انعطافپذیری بیشتر اجازه میدهد.
they had to unbond the components before recycling.
آنها باید قطعات را قبل از بازیافت از هم جدا میکردند.
unbonded
پیوند نشده
unbonding
پیوند نشدن
unbonded state
حالت پیوند نشده
unbonded particles
ذرات پیوند نشده
to unbond
پیوند نشدن
unbonded elements
عناصر پیوند نشده
unbonded atoms
اتومهای پیوند نشده
begin unbonding
شروع به پیوند نشدن
unbonded molecules
مولکولهای پیوند نشده
unbonded freedom
آزادی پیوند نشده
the unbond particles separate easily when heated.
ذرات نابندیده به راحتی از هم جدا میشوند.
she decided to unbond from her toxic relationship.
او تصمیم گرفت از رابطهی سمی خود جدا شود.
the unbonded concrete foundation needs reinforcement.
بنیاد بتن نابندیده نیاز به تقویت دارد.
the chemical reaction caused the molecules to unbond.
واکنش شیمیایی باعث از هم جدا شدن مولکولها شد.
he felt he needed to unbond himself from past trauma.
او احساس کرد که نیاز دارد از آسیبهای گذشته خود جدا شود.
the unbond fibers can be re-bonded with the right adhesive.
الیاف نابندیده میتوانند با چسب مناسب دوباره به هم بچسبند.
some metals unbond at extremely high temperatures.
برخی فلزات در دمای بسیار بالا از هم جدا میشوند.
the therapy helped her unbond from childhood memories.
درمان کمک کرد تا از خاطرات کودکی خود جدا شود.
the unbonded layer provides thermal insulation.
لایهی نابندیده عایق حرارتی فراهم میکند.
scientists observed how the atoms would unbond under pressure.
دانشمندان مشاهده کردند که اتمها چگونه تحت فشار از هم جدا میشوند.
the unbonded state allows for greater flexibility.
حالت نابندیده به انعطافپذیری بیشتر اجازه میدهد.
they had to unbond the components before recycling.
آنها باید قطعات را قبل از بازیافت از هم جدا میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید