unjoin

[ایالات متحده]/ʌnˈdʒɔɪn/
[بریتانیا]/ʌnˈdʒɔɪn/

ترجمه

v. انصراف از عضویت یک کشور یا ملیت؛ چشم پوشی از شهروندی؛ جدا کردن یا جدا ساختن؛ قطع ارتباط پس از اتصال

عبارات و ترکیب‌ها

unjoin the group

ترک گروه

unjoin the channel

ترک کانال

unjoin the chat

ترک چت

unjoin the team

ترک تیم

unjoin the server

ترک سرور

unjoined the group

گروه را ترک کردم

unjoined the chat

چت را ترک کردم

unjoining the group

در حال ترک گروه

unjoining the channel

در حال ترک کانال

unjoin our group

گروه ما را ترک کن

جملات نمونه

after years of conflict, they decided to unjoin the alliance and negotiate independently.

پس سال‌ها جنگ، آن‌ها تصمیم گرفتند از ائتلاف جدا شوند و به طور مستقل مذاکره کنند.

the club voted to unjoin the national federation over rising membership fees.

باشگاه رای داد تا به دلیل افزایش هزینه‌های عضویت، از فدراسیون ملی جدا شود.

several cities want to unjoin the regional partnership to regain control of local budgets.

چند شهر می‌خواهند تا کنترل بودجه‌های محلی را به دست آورند، از مشارکت منطقه‌ای جدا شوند.

she filed paperwork to unjoin the union after changing careers.

او پس از تغییر شغل، مدارک لازم را برای جدا شدن از اتحادیه ارائه کرد.

they agreed to unjoin the joint venture when the market turned unstable.

آن‌ها با توجه به ناپایدار شدن بازار، با جدا شدن از سرمایه‌گذاری مشترک موافقت کردند.

the university chose to unjoin the consortium and pursue its own research agenda.

دانشگاه تصمیم گرفت از کنسرسیوم جدا شود و از دستور کار تحقیقاتی خود پیروی کند.

our team will unjoin the coalition if the terms are not revised by friday.

تیم ما در صورتی که تا روز جمعه شرایط تغییر نکند، از ائتلاف جدا خواهد شد.

the state threatened to unjoin the compact unless border rules were clarified.

ایالت هشدار داد که مگر اینکه قوانین مرزی روشن شود، از پیمان جدا خواهد شد.

he tried to unjoin the mailing list, but the unsubscribe link was broken.

او سعی کرد از لیست پستی جدا شود، اما پیوند لغو اشتراک خراب بود.

during the restructure, the department planned to unjoin the shared services program.

در طول بازسازی، اداره قصد داشت از برنامه خدمات مشترک جدا شود.

the association announced it would unjoin the umbrella organization to reduce overhead.

انجمن اعلام کرد که برای کاهش هزینه‌ها از سازمان چتری جدا خواهد شد.

if we unjoin the agreement now, we may face penalties under the contract.

اگر اکنون از توافقنامه جدا شویم، ممکن است تحت قرارداد با مجازات مواجه شویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید