villify someone
توهین به کسی
villified publicly
به طور علنی مورد توهین قرار گرفت
being villified
در حال توهین شدن
villifying the media
توهین به رسانه ها
villify your critics
منتقدان خود را تحقیر کنید
villified by tabloids
توسط نشریات زرد مورد توهین قرار گرفت
villifying rivals
تحقیر حریفان
villify political opponents
مخالفان سیاسی خود را تحقیر کنید
the tabloids tried to villify the senator after the scandal.
روزنامههای زرد تلاش کردند تا سناتور را پس از رسوایی تخریب کنند.
online trolls villify public health workers for doing their jobs.
حملهکنندگان اینترنتی برای انجام وظیفهشان، کارکنان بهداشت عمومی را تخریب میکنند.
some commentators villify immigrants to score political points.
برخی از تحلیلگران برای کسب امتیازات سیاسی مهاجران را تخریب میکنند.
it is easy to villify a whistleblower without reading the evidence.
بدون خواندن مدارک، تخریب یک افشاگر آسان است.
the campaign ad sought to villify his opponent as unpatriotic.
تبلیغ انتخاباتی سعی کرد حریفش را به عنوان غیراهتمامخواه معرفی کند.
don’t villify the entire team because of one mistake.
به دلیل یک اشتباه، کل تیم را تخریب نکنید.
she refused to villify her ex in public interviews.
او در مصاحبههای عمومی از تخریب سابق خود امتناع کرد.
the headline was written to villify the union leaders.
عنوان خبر برای تخریب رهبران اتحادیه نوشته شده بود.
extremists villify journalists and threaten them with violence.
افراطگرایان روزنامهنگاران را تخریب و آنها را با خشونت تهدید میکنند.
history books should not villify a whole generation.
کتابهای تاریخ نباید یک نسل کامل را تخریب کنند.
some fans villify the referee whenever their side loses.
برخی از طرفداران هر زمان که تیمشان میبازد، داور را تخریب میکنند.
politicians often villify the media when coverage turns critical.
سیاستمدان اغلب زمانی که پوشش خبری انتقادی میشود، رسانهها را تخریب میکنند.
villify someone
توهین به کسی
villified publicly
به طور علنی مورد توهین قرار گرفت
being villified
در حال توهین شدن
villifying the media
توهین به رسانه ها
villify your critics
منتقدان خود را تحقیر کنید
villified by tabloids
توسط نشریات زرد مورد توهین قرار گرفت
villifying rivals
تحقیر حریفان
villify political opponents
مخالفان سیاسی خود را تحقیر کنید
the tabloids tried to villify the senator after the scandal.
روزنامههای زرد تلاش کردند تا سناتور را پس از رسوایی تخریب کنند.
online trolls villify public health workers for doing their jobs.
حملهکنندگان اینترنتی برای انجام وظیفهشان، کارکنان بهداشت عمومی را تخریب میکنند.
some commentators villify immigrants to score political points.
برخی از تحلیلگران برای کسب امتیازات سیاسی مهاجران را تخریب میکنند.
it is easy to villify a whistleblower without reading the evidence.
بدون خواندن مدارک، تخریب یک افشاگر آسان است.
the campaign ad sought to villify his opponent as unpatriotic.
تبلیغ انتخاباتی سعی کرد حریفش را به عنوان غیراهتمامخواه معرفی کند.
don’t villify the entire team because of one mistake.
به دلیل یک اشتباه، کل تیم را تخریب نکنید.
she refused to villify her ex in public interviews.
او در مصاحبههای عمومی از تخریب سابق خود امتناع کرد.
the headline was written to villify the union leaders.
عنوان خبر برای تخریب رهبران اتحادیه نوشته شده بود.
extremists villify journalists and threaten them with violence.
افراطگرایان روزنامهنگاران را تخریب و آنها را با خشونت تهدید میکنند.
history books should not villify a whole generation.
کتابهای تاریخ نباید یک نسل کامل را تخریب کنند.
some fans villify the referee whenever their side loses.
برخی از طرفداران هر زمان که تیمشان میبازد، داور را تخریب میکنند.
politicians often villify the media when coverage turns critical.
سیاستمدان اغلب زمانی که پوشش خبری انتقادی میشود، رسانهها را تخریب میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید