wispier than
Persian_translation
wispier strands
Persian_translation
becoming wispier
Persian_translation
wispier hair
Persian_translation
her hair became wispier after months of illness.
موهای او پس از ماههای بیماری، نازکتر و پودریتر شدند.
the morning mist grew wispier as the sun rose.
با طلوع خورشید، مه صبحگاهی نازکتر و پودریتر شد.
the old woman's voice was thin and wispier than before.
صدای زن پیر، نازکتر و پودریتر از همیشه بود.
smoke rose from the chimney in wispier curls.
دود از دودکش به صورت رشتههای نازک و پودری بیرون میآمد.
the willow's branches hung wispier than the oak's.
شاخه های درخت بید، نازکتر و پودریتر از درخت بلوط آویزان بودند.
she noticed her eyebrows becoming wispier with age.
او متوجه شد که با گذشت زمان، ابروهایش نازکتر و پودریتر میشوند.
the clouds grew wispier, allowing more sunlight through.
ابرها نازکتر و پودریتر شدند و اجازه عبور نور خورشید بیشتری را دادند.
the dancer's movements grew wispier and more ethereal.
حرکات رقصنده نازکتر و پودریتر و وهمآلودتر شدند.
fog rolled in thinner and wispier than yesterday's.
مه با ضخامت کمتر و نازکتر و پودریتر از دیروز وارد شد.
the old photograph showed her hair much wispier than now.
عکس قدیمی نشان میداد که موهای او بسیار نازکتر و پودریتر از اکنون است.
steam rose from the cup in wispier wisps.
بخار از فنجان به صورت رشتههای نازکتر و پودریتر بیرون میآمد.
the child's wispier frame made her seem fragile.
بدن ظریفتر و نازکتر کودک، او را شکننده نشان میداد.
autumn leaves hung in wispier clusters from the dying tree.
برگهای پاییزی در خوشههای نازکتر و پودریتر از شاخه درخت در حال مرگ آویزان بودند.
the spider's web became wispier after the heavy rain.
پس از باران شدید، تار عنکبوت نازکتر و پودریتر شد.
wispier than
Persian_translation
wispier strands
Persian_translation
becoming wispier
Persian_translation
wispier hair
Persian_translation
her hair became wispier after months of illness.
موهای او پس از ماههای بیماری، نازکتر و پودریتر شدند.
the morning mist grew wispier as the sun rose.
با طلوع خورشید، مه صبحگاهی نازکتر و پودریتر شد.
the old woman's voice was thin and wispier than before.
صدای زن پیر، نازکتر و پودریتر از همیشه بود.
smoke rose from the chimney in wispier curls.
دود از دودکش به صورت رشتههای نازک و پودری بیرون میآمد.
the willow's branches hung wispier than the oak's.
شاخه های درخت بید، نازکتر و پودریتر از درخت بلوط آویزان بودند.
she noticed her eyebrows becoming wispier with age.
او متوجه شد که با گذشت زمان، ابروهایش نازکتر و پودریتر میشوند.
the clouds grew wispier, allowing more sunlight through.
ابرها نازکتر و پودریتر شدند و اجازه عبور نور خورشید بیشتری را دادند.
the dancer's movements grew wispier and more ethereal.
حرکات رقصنده نازکتر و پودریتر و وهمآلودتر شدند.
fog rolled in thinner and wispier than yesterday's.
مه با ضخامت کمتر و نازکتر و پودریتر از دیروز وارد شد.
the old photograph showed her hair much wispier than now.
عکس قدیمی نشان میداد که موهای او بسیار نازکتر و پودریتر از اکنون است.
steam rose from the cup in wispier wisps.
بخار از فنجان به صورت رشتههای نازکتر و پودریتر بیرون میآمد.
the child's wispier frame made her seem fragile.
بدن ظریفتر و نازکتر کودک، او را شکننده نشان میداد.
autumn leaves hung in wispier clusters from the dying tree.
برگهای پاییزی در خوشههای نازکتر و پودریتر از شاخه درخت در حال مرگ آویزان بودند.
the spider's web became wispier after the heavy rain.
پس از باران شدید، تار عنکبوت نازکتر و پودریتر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید