| جمع | avalanches |
| شکل سوم شخص مفرد | avalanches |
| قسمت سوم فعل | avalanched |
| زمان گذشته | avalanched |
| صفت یا فعل حال استمراری | avalanching |
the skiers were warned about the high risk of a deadly avalanche.
سوارهروانها به خطر مرگآور برفلغزش بسیار زیادی هشدار داده شدند.
heavy snowfall overnight triggered a massive avalanche in the mountains.
بارش برف سنگین در طول شب یک برفلغزش بسیار بزرگ در کوهها را به همراه آورد.
rescue teams worked tirelessly to find survivors buried under the avalanche.
تیمهای نجات با تلاش بیوقفهای برای یافتن زندهماندگانی که زیر برفلغزش دفن شدهاند.
the remote village was completely cut off by the devastating avalanche.
این روستای دورافتاده توسط برفلغزش ویرانکننده به کلی از قطع ارتباط قرار گرفت.
he survived the avalanche thanks to his quick thinking and safety gear.
وی به دلیل فکر کردن سریع و تجهیزات ایمنی خود از برفلغزش نجات یافت.
an avalanche of public criticism forced the senator to resign immediately.
یک برفلغزش از انتقاد عمومی سیاستمدار را مجبور به استعفا فوری کرد.
the company received an avalanche of complaints about the defective product.
شرکت یک برفلغزش از شکایتهایی در مورد محصول معیوب دریافت کرد.
the unexpected victory triggered an avalanche of support on social media.
پیروزی غیرمنتظره یک برفلغزش حمایتی در رسانههای اجتماعی را به همراه آورد.
a sudden avalanche of paperwork landed on her desk friday afternoon.
یک برفلغزش ناگهانی از کارنامهها روی میز او در پنجشنبه بعدازظهر فرود آمد.
experts use explosives to intentionally trigger small, controlled avalanches.
متخصصان از مواد منفجره برای ایجاد برفلغزشهای کوچک و کنترلشده به طور قصدی استفاده میکنند.
the hikers carried transceivers to help locate them in case of an avalanche.
سوارهروانها گیرندههای رادیویی را با خود به همراه داشتند تا در صورت وقوع برفلغزش به آنها کمک کنند.
the economic crisis created an avalanche of bankruptcies across the region.
بحران اقتصادی یک برفلغزش از بانکruptیها در سراسر منطقه ایجاد کرد.
the skiers were warned about the high risk of a deadly avalanche.
سوارهروانها به خطر مرگآور برفلغزش بسیار زیادی هشدار داده شدند.
heavy snowfall overnight triggered a massive avalanche in the mountains.
بارش برف سنگین در طول شب یک برفلغزش بسیار بزرگ در کوهها را به همراه آورد.
rescue teams worked tirelessly to find survivors buried under the avalanche.
تیمهای نجات با تلاش بیوقفهای برای یافتن زندهماندگانی که زیر برفلغزش دفن شدهاند.
the remote village was completely cut off by the devastating avalanche.
این روستای دورافتاده توسط برفلغزش ویرانکننده به کلی از قطع ارتباط قرار گرفت.
he survived the avalanche thanks to his quick thinking and safety gear.
وی به دلیل فکر کردن سریع و تجهیزات ایمنی خود از برفلغزش نجات یافت.
an avalanche of public criticism forced the senator to resign immediately.
یک برفلغزش از انتقاد عمومی سیاستمدار را مجبور به استعفا فوری کرد.
the company received an avalanche of complaints about the defective product.
شرکت یک برفلغزش از شکایتهایی در مورد محصول معیوب دریافت کرد.
the unexpected victory triggered an avalanche of support on social media.
پیروزی غیرمنتظره یک برفلغزش حمایتی در رسانههای اجتماعی را به همراه آورد.
a sudden avalanche of paperwork landed on her desk friday afternoon.
یک برفلغزش ناگهانی از کارنامهها روی میز او در پنجشنبه بعدازظهر فرود آمد.
experts use explosives to intentionally trigger small, controlled avalanches.
متخصصان از مواد منفجره برای ایجاد برفلغزشهای کوچک و کنترلشده به طور قصدی استفاده میکنند.
the hikers carried transceivers to help locate them in case of an avalanche.
سوارهروانها گیرندههای رادیویی را با خود به همراه داشتند تا در صورت وقوع برفلغزش به آنها کمک کنند.
the economic crisis created an avalanche of bankruptcies across the region.
بحران اقتصادی یک برفلغزش از بانکruptیها در سراسر منطقه ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید