high-powered lawyer
وکیل قدرتمند
high-powered meeting
جلسه پرقدرت
high-powered engine
موتور قدرتمند
high-powered suit
کت و شلوار قدرتمند
high-powered executive
مدیر اجرایی قدرتمند
high-powered computer
کامپیوتر قدرتمند
high-powered lobbying
لابیگری پرقدرت
high-powered vacuum
جاروبرقی قدرتمند
high-powered speaker
اسپیکر قدرتمند
high-powered sales
فروش قدرتمند
the company hired a high-powered lawyer to handle the case.
شرکت استخدام یک وکیل باسابقه و توانمند برای رسیدگی به پرونده را انجام داد.
we need a high-powered microscope to view the tiny cells.
ما به یک میکروسکوپ قدرتمند برای مشاهده سلولهای کوچک نیاز داریم.
the politician delivered a high-powered speech to the crowd.
سیاستمدار یک سخنرانی پرقدرت به جمعیت ارائه داد.
the new engine provides high-powered performance for the car.
موتور جدید عملکرد قدرتمندی را برای خودرو ارائه می دهد.
the marketing team used high-powered advertising campaigns.
تیم بازاریابی از کمپین های تبلیغاتی قدرتمند استفاده کرد.
he's a high-powered executive in a global corporation.
او یک مدیر اجرایی قدرتمند در یک شرکت جهانی است.
the research lab acquired high-powered computing equipment.
آزمایشگاه تحقیقاتی تجهیزات محاسباتی قدرتمند به دست آورد.
the telescope offers high-powered views of distant galaxies.
تلسکوپ مناظر قدرتمندی از کهکشان های دوردست ارائه می دهد.
the team relied on high-powered software for data analysis.
تیم برای تجزیه و تحلیل داده ها به نرم افزار قدرتمند متکی بود.
the company's high-powered sales team closed the deal quickly.
تیم فروش قدرتمند شرکت به سرعت معامله را بست.
the athlete demonstrated high-powered athleticism during the competition.
ورزشکار در طول مسابقه، توانایی ورزشی قدرتمندی را نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید