hinderances

[ایالات متحده]/ˈhɪndrənsɪz/
[بریتانیا]/ˈhɪndrənsɪz/

ترجمه

n. صورت جمع موانع؛ چیزهایی که پیشرفت را به تأخیر می‌اندازند یا جلوی آن را می‌گیرند.

عبارات و ترکیب‌ها

major hinderance

مهمترین مانع

various hinderances

مختلف موانع

without hinderance

بدون مانع

overcome hinderances

پشتیبانی از موانع

encounter hinderances

مواجهه با موانع

cause hinderance

عوامل مانع

hinderance to progress

مانع از پیشرفت

potential hinderances

موانع پتانسیل

face hinderances

مواجهه با موانع

جملات نمونه

the hinderances caused by the pandemic have significantly impacted global supply chains.

محدودیت‌های ناشی از بیماری پاندمیک به طور قابل توجهی زنجیره‌های تأمین جهانی را تحت تأثیر قرار داده است.

various hinderances prevented the project from being completed on time.

محدودیت‌های مختلف باعث جلوگیری از اتمام پروژه به موقع شدند.

language barriers can be major hinderances to effective communication.

محدودیت‌های زبانی می‌توانند موانع بزرگی در ارتباط مؤثر باشند.

financial hinderances often force students to abandon their educational goals.

محدودیت‌های مالی اغلب دانشجویان را مجبور می‌کنند تا اهداف آموزشی خود را رها کنند.

the team faced numerous technical hinderances during the software development.

تیم در طول توسعه نرم‌افزار با محدودیت‌های فنی متعددی مواجه شد.

social prejudice remains a serious hinderance to achieving true equality.

تفریق اجتماعی هنوز یک مانع جدی در دستیابی به برابری واقعی است.

bureaucratic hinderances have slowed down the approval process considerably.

محدودیت‌های اداری فرآیند تأیید را به طور قابل توجهی کاهش داده است.

poor infrastructure is a key hinderance to economic growth in rural areas.

بازارچه‌های ضعیف یک مانع اصلی رشد اقتصادی در مناطق روستایی است.

emotional hinderances sometimes prevent people from reaching their full potential.

محدودیت‌های عاطفی گاهی اوقات افراد را از دستیابی به پتانسیل کامل خود جلوگیری می‌کنند.

the hinderances to international trade include tariffs and complex regulations.

محدودیت‌های تجارت بین‌الملل شامل مالیات وظیفه و قوانین پیچیده است.

environmental hinderances such as extreme weather affected agricultural production.

محدودیت‌های محیطی مانند آب و هواهای شدید تولید کشاورزی را تحت تأثیر قرار داد.

personal hinderances like lack of confidence can be overcome with determination.

محدودیت‌های شخصی مانند کمبود اعتماد به نفس با اراده قابل غلبه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید