hink

[ایالات متحده]/hɪŋk/
[بریتانیا]/hɪŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد غلط یا ناباور
شکل‌های واژه
جمعhinks

عبارات و ترکیب‌ها

think about

در مورد فکر کن

think of

به ... فکر کن

think twice

دوبار فکر کن

i think

من فکر می کنم

thinking about

در مورد فکر کردن

think it over

آن را دوباره فکر کن

think ahead

پیش بینی کن

just thinking

فقط فکر می کنم

thinking of you

در مورد تو فکر می کنم

think positively

به طور مثبت فکر کن

جملات نمونه

i hink you might be misunderstanding the situation.

من فکر می‌کنم شما ممکن است موقعیت را اشتباه فهمیده باشید.

let me hink about this problem more carefully.

بیایید این مشکل را با دقت بیشتری فکر کنم.

she couldn't hink of a good reason to refuse.

او نتوانست یک دلیل خوب برای پذیرفتن را فکر کند.

they hink that the project will be completed on time.

آن‌ها فکر می‌کنند پروژه به موقع تمام خواهد شد.

you should hink twice before making such a big decision.

قبل از اینکه چنین تصمیم بزرگی بگیرید، دوبار فکر کنید.

he sat quietly and hinked over his options.

او به آرامی نشست و گزینه‌های خود را فکر می‌کرد.

we need to hink positively despite the challenges.

ما باید با امید به نتیجه، با وجود چالش‌ها فکر کنیم.

the scientist wanted to hink differently from conventional wisdom.

دانشمند می‌خواست از رویکردهای سنتی متفاوت فکر کند.

i hink we should discuss this matter further.

من فکر می‌کنم ما باید این موضوع را بیشتر بحث کنیم.

she often hinks about her childhood memories.

او اغلب در مورد خاطرات کودکی خود فکر می‌کند.

the team needs to hink creatively to solve this puzzle.

تیم باید خلاقانه فکر کند تا این پازل را حل کند.

he learned to hink critically about information online.

او یاد گرفت به اطلاعات آنلاین به طور منتقدی فکر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید