malignity of intent
جاهطلبی و نیات پلید
malignity in action
پلیدی در عمل
malignity revealed
افشای پلیدی
malignity and deceit
پلیدی و فریب
malignity of spirit
روحیه پلید
malignity exposed
بر ملا شدن پلیدی
malignity incarnate
تجسد پلیدی
malignity at play
بازی با پلیدی
malignity of heart
پلیدی قلب
malignity unchecked
پلیدی رام نشده
the malignity of his actions shocked everyone.
تباهمی اقدامات او باعث حیرت همه شد.
she spoke with a malignity that was hard to ignore.
او با تباهمی صحبت کرد که نادیده گرفتن آن دشوار بود.
the malignity in his eyes revealed his true intentions.
تباهمی در چشمانش، اهداف واقعی او را نشان داد.
malignity can often lead to tragic outcomes.
تباهمی اغلب می تواند منجر به نتایج تراژیک شود.
they were surprised by the malignity of the rumors.
آنها از تباهمی شایعات متعجب شدند.
his malignity was evident in his cruel jokes.
تباهمی او در شوخی هایش آشکار بود.
she harbored a malignity that affected her relationships.
او تباهمی را در خود داشت که بر روابطش تأثیر گذاشت.
malignity is often hidden behind a friendly facade.
تباهمی اغلب پشت چهره ای دوستانه پنهان می شود.
his malignity was a shock to those who knew him well.
تباهمی او برای کسانی که او را خوب می شناختند، یک شوک بود.
we must guard against the malignity that can arise in groups.
ما باید در برابر تباهمی که می تواند در گروه ها ایجاد شود، مراقبت کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید