mashi

[ایالات متحده]/ˈmɑːʃi/
[بریتانیا]/ˈmɑːʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شهر در نیجریا
شکل‌های واژه
جمعmashis

جملات نمونه

the service at this restaurant is absolutely mashi.

خدمت در این رستوران به طور کامل ماشی است.

mashi is a term used to describe something of superior quality.

ماشی یک واژه است که برای توصیف چیزی با کیفیت بالا استفاده می‌شود.

in japanese culture, using honorific language shows mashi respect.

در فرهنگ ژاپنی، استفاده از زبان ادبی نشان‌دهنده احترام ماشی است.

customers appreciate when staff provide mashi level service.

مشتریان وقتی که کارکنان خدماتی با کیفیت ماشی ارائه می‌دهند، ارزش‌اند.

the craftsmanship of this artisan is truly mashi caliber.

دست‌آورد این هنرمند واقعاً از کیفیت ماشی است.

his mashi recommendations improved the entire project significantly.

توصیه‌های ماشی او پروژه را به طور قابل توجهی بهبود بخشید.

the tea master demonstrates the proper mashi preparation technique.

استاد چای فن آماده‌سازی مناسب ماشی را نشان می‌دهد.

mashi exemplifies the highest standards of professional conduct.

ماشی نمونه‌ای از بالاترین استانداردهای رفتار حرفه‌ای است.

the presentation was mashi and impressed all the executives.

ارائه‌ای ماشی بود که تمام مدیران را تحت تأثیر قرار داد.

using proper etiquette shows mashi in business interactions.

استفاده از لایق‌ترین رفتار در تعاملات کسب و کار نشان‌دهنده ماشی است.

the mashi quality of the handmade goods attracts many buyers.

کیفیت ماشی کالاهای دست‌ساز بسیاری از خریداران را جذب می‌کند.

she received mashi recognition for her outstanding contributions.

او به دلیل مشارکت‌های برجسته‌اش شاخص‌های ماشی را دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید