pasted it
آن را پیست کردم
pasted over
روی آن پیست کردم
pasted here
اینجا پیست کردم
pasted below
زیر آن پیست کردم
pasted image
تصویر را پیست کردم
pasted quickly
به سرعت پیست کردم
pasted together
در کنار هم پیست کردم
i carefully pasted the label onto the box.
من برچسب را با دقت روی جعبه چسباندم.
she pasted a picture into her scrapbook.
او یک عکس را در دفتر خاطرات خود چسباند.
he pasted the document into a word file.
او سند را در یک فایل ورد چسباند.
can you please pasted the link here?
آیا می توانید لطفاً لینک را اینجا بچسبانید؟
the child pasted stickers all over the wall.
کودک برچسب ها را همه جا روی دیوار چسباند.
i pasted the recipe onto a piece of paper.
من دستور العمل را روی یک تکه کاغذ چسباندم.
he pasted the code into the editor.
او کد را در ویرایشگر چسباند.
she pasted a quote into her essay.
او نقل قول را در مقاله خود چسباند.
they pasted posters around the neighborhood.
آنها پوسترها را در اطراف محله چسباندند.
i accidentally pasted the wrong text.
من به طور تصادفی متن اشتباه را چسباندم.
he pasted the image into the presentation.
او تصویر را در ارائه چسباند.
she pasted a reminder on the fridge.
او یک یادآوری روی یخچال چسباند.
pasted it
آن را پیست کردم
pasted over
روی آن پیست کردم
pasted here
اینجا پیست کردم
pasted below
زیر آن پیست کردم
pasted image
تصویر را پیست کردم
pasted quickly
به سرعت پیست کردم
pasted together
در کنار هم پیست کردم
i carefully pasted the label onto the box.
من برچسب را با دقت روی جعبه چسباندم.
she pasted a picture into her scrapbook.
او یک عکس را در دفتر خاطرات خود چسباند.
he pasted the document into a word file.
او سند را در یک فایل ورد چسباند.
can you please pasted the link here?
آیا می توانید لطفاً لینک را اینجا بچسبانید؟
the child pasted stickers all over the wall.
کودک برچسب ها را همه جا روی دیوار چسباند.
i pasted the recipe onto a piece of paper.
من دستور العمل را روی یک تکه کاغذ چسباندم.
he pasted the code into the editor.
او کد را در ویرایشگر چسباند.
she pasted a quote into her essay.
او نقل قول را در مقاله خود چسباند.
they pasted posters around the neighborhood.
آنها پوسترها را در اطراف محله چسباندند.
i accidentally pasted the wrong text.
من به طور تصادفی متن اشتباه را چسباندم.
he pasted the image into the presentation.
او تصویر را در ارائه چسباند.
she pasted a reminder on the fridge.
او یک یادآوری روی یخچال چسباند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید