unbeguiled

[ایالات متحده]/ˌʌn.bɪˈɡaɪld/
[بریتانیا]/ˌʌn.bɪˈɡaɪld/

ترجمه

v. از فریب رها کردن؛ از نیرنگ پاک کردن.
adj. از فریب دور؛ فریب خورده نیست؛ مجذوب نشده.

عبارات و ترکیب‌ها

unbeguiled by

بدون فریب خوردن

remain unbeguiled

بدون فریب بمانید

utterly unbeguiled

کاملاً بدون فریب

still unbeguiled

هنوز بدون فریب

completely unbeguiled

به طور کامل بدون فریب

stay unbeguiled

بدون فریب بمانید

quite unbeguiled

کاملاً بدون فریب

never unbeguiled

هرگز فریب نخورید

seemingly unbeguiled

به ظاهر بدون فریب

unbeguiled heart

قلب بدون فریب

جملات نمونه

she remained unbeguiled by his charming words and saw through his deception.

او تحت تأثیر کلمات اغوا کننده او قرار نگرفت و فریب او را فهمید.

the unbeguiled observer noticed the cracks in the seemingly perfect facade.

ناظر بی‌طرف متوجه ترک‌های نمای ظاهراً بی‌نقص شد.

his unbeguiled eye spotted the flaw that others had overlooked.

چشم بی‌طرف او نقصی را که دیگران نادیده گرفته بودند، تشخیص داد.

an unbeguiled mind is not easily swayed by propaganda or false promises.

یک ذهن بی‌طرف به راحتی تحت تأثیر تبلیغات یا وعده‌های دروغین قرار نمی‌گیرد.

the unbeguiled judge was not fooled by the defendant's crocodile tears.

قاضی بی‌طرف فریب اشک‌های تمساح متهم را نخورد.

she approached the situation with an unbeguiled perspective, refusing to be charmed.

او با دیدگاهی بی‌طرفانه با این وضعیت روبرو شد و از اغوا شدن امتناع کرد.

the unbeguiled child asked the uncomfortable question that adults avoided.

کودک بی‌طرف سوال ناراحت کننده ای را که بزرگسالان از آن اجتناب می کردند، پرسید.

an unbeguiled view of history examines both the glory and the suffering.

دیدگاه بی‌طرفانه ای از تاریخ هم شکوه و هم رنج را بررسی می‌کند.

the detective's unbeguiled judgment led him to the true culprit.

قضاوت بی‌طرفانه کارآگاه او را به مقصر اصلی رساند.

the unbeguiled tourists saw through the tourist traps and found authentic experiences.

گردشگران بی‌طرف از تله‌های گردشگری عبور کردند و تجربیات اصیل را پیدا کردند.

her unbeguiled nature made her a valuable advisor to the king.

طبیعت بی‌طرف او باعث شد که مشاور ارزشمندی برای پادشاه باشد.

the unbeguiled analysis revealed the hidden costs of the project.

تجزیه و تحلیل بی‌طرفانه هزینه‌های پنهان پروژه را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید