uprisen

[ایالات متحده]/ˈʌpraɪz/
[بریتانیا]/ˈʌpraɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بالا رفتن یا صعود؛ شورش یا انقلاب؛ شیب رو به بالا
vi. بالا رفتن یا صعود کردن؛ شورش کردن یا در انقلاب برخاستن؛ ظاهر شدن یا قابل مشاهده شدن

عبارات و ترکیب‌ها

uprise against

قیام علی

uprise movement

جنبش قیام

uprise call

فراخوان قیام

uprise leader

رهبر قیام

uprise group

گروه قیام

uprise event

رویداد قیام

uprise force

نیروی قیام

uprise spirit

روحیه قیام

uprise rally

همایش قیام

uprise action

اقدام قیام

جملات نمونه

the community decided to uprise against the unjust laws.

جامعه تصمیم گرفت علیه قوانین ناعادلانه قیام کند.

as the protests began to uprise, the government took notice.

همانطور که اعتراضات آغاز به بالا گرفتن کرد، دولت متوجه شد.

people felt the need to uprise for their rights.

مردم احساس نیاز به قیام برای حقوق خود کردند.

in times of oppression, the spirit of the people will uprise.

در زمان‌های ستم، روحیه مردم قیام خواهد کرد.

the workers decided to uprise for better wages.

کارگران تصمیم گرفتند برای افزایش حقوق خود قیام کنند.

they planned to uprise peacefully and demand change.

آنها برنامه ریزی کردند که به طور مسالمت آمیز قیام کنند و خواستار تغییر شوند.

history shows that oppressed groups often uprise.

تاریخ نشان می دهد که گروه های تحت ستم اغلب قیام می کنند.

many citizens chose to uprise against corruption.

شهروندان زیادی تصمیم گرفتند علیه فساد قیام کنند.

the youth were the first to uprise for climate action.

جوانان اولین کسانی بودند که برای اقدام در زمینه آب و هوا قیام کردند.

it is essential for people to uprise when their voices are ignored.

بسیار مهم است که مردم وقتی صدایشان نادیده گرفته می شود قیام کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید