| جمع | walkies |
walky walky
پیاده روی پیاده روی
walky talky
گویا گویا
sleepy walky
پیاده روی خوابآلود
go walky
برو پیاده روی کن
walky by
پیاده روی با
take a walky
یک پیاده روی بگیر
walky time
زمان پیاده روی
walky path
مسیر پیاده روی
morning walky
پیاده روی صبح
walky doggy
پیاده روی سگی
let's play walky talky in the park this afternoon.
بیایید بعدازظهر امروز در پارک با گوشی گویا بازی کنیم.
the toddler was saying "walky walky" as she took her first steps.
کودک کوچک در حال گفتن «گویا گویا» بود وقتی اولین قدمهایش را گذاشت.
come walky with me to get some ice cream.
با من گویا بیای و یک مایع یخی بگیر.
my little brother loves the walky dacky song.
برادر کوچک من به آهنگ گویا دکی دوست دارد.
watch the baby's walky steps - she's getting so big!
قدمهای گویا نوزاد را ببین - او خیلی بزرگ شده است!
it's walky time, so put on your shoes please.
وقت گویا است، لطفاً کفشهایت را بپوش.
she's been extra walky ever since her nap.
از زمان غذا گرفتنش، او خیلی بیشتر گویا شده است.
the dog was being very walky this morning at the park.
این صبح سگ در پارک خیلی گویا بود.
walky walky, don't be scared - the doctor will be gentle.
گویا گویا، نگران نباش - پزشک لطیف خواهد بود.
baby's first walky steps made everyone in the family cheer.
اولین قدمهای گویا نوزاد باعث شد که همه خانواده خندید.
after a long winter, everyone in the neighborhood was feeling extra walky.
پس از زمستان طولانی، همه در محله احساس گویا بودن خاصی داشتند.
the walky puppy followed the children everywhere they went.
سگ گویا به کودکان در هر جایی که میرفتند دنبال میشد.
walky walky
پیاده روی پیاده روی
walky talky
گویا گویا
sleepy walky
پیاده روی خوابآلود
go walky
برو پیاده روی کن
walky by
پیاده روی با
take a walky
یک پیاده روی بگیر
walky time
زمان پیاده روی
walky path
مسیر پیاده روی
morning walky
پیاده روی صبح
walky doggy
پیاده روی سگی
let's play walky talky in the park this afternoon.
بیایید بعدازظهر امروز در پارک با گوشی گویا بازی کنیم.
the toddler was saying "walky walky" as she took her first steps.
کودک کوچک در حال گفتن «گویا گویا» بود وقتی اولین قدمهایش را گذاشت.
come walky with me to get some ice cream.
با من گویا بیای و یک مایع یخی بگیر.
my little brother loves the walky dacky song.
برادر کوچک من به آهنگ گویا دکی دوست دارد.
watch the baby's walky steps - she's getting so big!
قدمهای گویا نوزاد را ببین - او خیلی بزرگ شده است!
it's walky time, so put on your shoes please.
وقت گویا است، لطفاً کفشهایت را بپوش.
she's been extra walky ever since her nap.
از زمان غذا گرفتنش، او خیلی بیشتر گویا شده است.
the dog was being very walky this morning at the park.
این صبح سگ در پارک خیلی گویا بود.
walky walky, don't be scared - the doctor will be gentle.
گویا گویا، نگران نباش - پزشک لطیف خواهد بود.
baby's first walky steps made everyone in the family cheer.
اولین قدمهای گویا نوزاد باعث شد که همه خانواده خندید.
after a long winter, everyone in the neighborhood was feeling extra walky.
پس از زمستان طولانی، همه در محله احساس گویا بودن خاصی داشتند.
the walky puppy followed the children everywhere they went.
سگ گویا به کودکان در هر جایی که میرفتند دنبال میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید