yobo

[ایالات متحده]/jəʊbəʊ/
[بریتانیا]/joʊboʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نوجوان که بی‌کار، خاموش یا بدون کار زندگی می‌کند؛ یک شخص لیان.
Word Forms
جمعyoboes

جملات نمونه

good morning, yobo! did you sleep well?

صبح بخیر، یوبو! خوب خوابیدی؟

yobo, can you pass me the remote control?

یوبو، لطفاً می‌خواهم تلویزیون را به من بدهی.

i love you, yobo, more than words can say.

من تو را دوست دارم، یوبو، بیشتر از آنچه کلمات می‌توانند بیان کنند.

where are you going, yobo? it's getting late.

کجا می‌روی، یوبو؟ دیر شده.

yobo, let's go out for dinner tonight. i know a great restaurant.

یوبو، امروز شام بیرون بیاییم. من یک رستوران عالی را می‌دانم.

you're such a good cook, yobo. this meal is delicious.

تازگی‌ت خیلی خوب است، یوبو. این غذای لذیذی است.

yobo, can you help me with these heavy bags?

یوبو، لطفاً به من کمک کنی با این کیف‌های سنگین.

i missed you so much today, yobo. how was your meeting?

امروز خیلی تو را گم کردم، یوبو. جلسه‌ات چطور بود؟

don't forget your keys, yobo. have a great day at work!

کلید‌هات را فراموش نکن، یوبو. روز خوبی داشته باش!

yobo, let's watch a movie together tonight. i need some relaxation time with you.

یوبو، امروز شام با هم یک فیلم ببینیم. نیاز دارم کمی با تو آرامش یابم.

happy anniversary, yobo! thank you for all the wonderful years together.

سالگرد شادی، یوبو! ممنون که با هم سال‌های زیبایی را گذراندیم.

yobo, can we stop for coffee on the way home?

یوبو، می‌توانیم در راه بازگشت برای قهوه توقف کنیم؟

you look beautiful tonight, yobo. that dress suits you perfectly.

تازگی‌ت امروز زیباست، یوبو. این کت‌ت کاملاً با تو متناسب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید