fronting

[ایالات متحده]/[ˈfrʌntɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈfrʌntɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل قرار دادن چیزی در جلو؛ در آواشناسی، جایگزینی یک مصوت جلویی با یک مصوت پشتی.
v. چیزی را در جلو قرار دادن؛ به عنوان یک پوشش برای چیز دیگری عمل کردن.
adj. در یا نزدیک به جلو واقع شده.

عبارات و ترکیب‌ها

fronting policy

سیاست فِرنتینگ

fronting behavior

رفتار فِرنتینگ

fronting companies

شرکت‌های فِرنتینگ

fronting as...

فِرنتینگ به عنوان...

fronting experience

تجربه فِرنتینگ

fronting issue

مشکل فِرنتینگ

fronting scheme

طرح فِرنتینگ

fronting operation

عملیات فِرنتینگ

fronting activity

فعالیت فِرنتینگ

fronting process

فرآیند فِرنتینگ

جملات نمونه

the store decided to fronting the new product line at the trade show.

فروشگاه تصمیم گرفت خط تولید جدید را در نمایشگاه تجاری ارائه دهد.

we're fronting the costs for the project, but reimbursement is expected.

ما هزینه های پروژه را تامین می کنیم، اما انتظار بازپرداخت وجود دارد.

the company is fronting a significant amount of capital for the expansion.

شرکت سرمایه قابل توجهی برای گسترش تامین می کند.

he's fronting for his brother, taking the blame for the mistake.

او به جای برادرش مسئولیت اشتباه را به عهده گرفته است.

the band's charismatic lead singer was fronting the group effectively.

خواننده اصلی کاریزماتیک گروه به طور موثر رهبری گروه را بر عهده داشت.

the politician was fronting a campaign to improve local schools.

سیاستمدار یک کمپین برای بهبود مدارس محلی را رهبری می کرد.

they are fronting the research project to secure additional funding.

آنها پروژه تحقیقاتی را برای تامین بودجه اضافی رهبری می کنند.

the investor is fronting the initial investment for the startup company.

سرمایه گذار سرمایه اولیه را برای شرکت نوپا تامین می کند.

the manager is fronting the team during the ceo's absence.

مدیر تیم را در غیاب مدیرعامل رهبری می کند.

the charity is fronting the fundraising efforts for the disaster relief.

خیرخواه تلاش های جمع آوری کمک های مالی برای امداد رسانی به آسیب دیدگان را رهبری می کند.

the actor is fronting a campaign to raise awareness about climate change.

بازیگر یک کمپین برای افزایش آگاهی در مورد تغییرات آب و هوایی رهبری می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید