behave prudishly
Persian_translation
reacted prudishly
Persian_translation
she prudishly declined to discuss the intimate details of her relationship.
او با بزرگی و سختگیری از بحث درباره جزئیات صمیمی رابطه خود امتناع کرد.
he prudishly turned away when the topic of conversation became too personal.
او با بزرگی و سختگیری وقتی موضوع گفتگو خیلی شخصی شد، روی برگرداند.
the prudishly dressed woman avoided all discussions about dating.
زن با لباسهای باوقار و سختگیر از بحث درباره قرار ملاقات اجتناب میکرد.
she prudishly covered her ears when her friends told jokes.
او با بزرگی و سختگیری وقتی دوستانش شوخی میگفتند، دستهایش را روی گوشهایش میگذاشت.
the prudishly raised children were not allowed to watch pg-13 movies.
فرزندانی که با بزرگی و سختگیری بزرگ شده بودند، اجازه نداشتند فیلمهای PG-13 تماشا کنند.
he prudishly refused to look at the magazine cover.
او با بزرگی و سختگیری از نگاه کردن به جلد مجله امتناع کرد.
the prudishly behaved guest left the room when alcohol was served.
مهمان باوقار و سختگیر وقتی الکل سرو شد، اتاق را ترک کرد.
she prudishly changed the subject whenever romance was mentioned.
او هر وقت عشق و عاشقی مطرح میشد، با بزرگی و سختگیری موضوع را عوض میکرد.
the prudishly educated woman never used colorful language.
زن تحصیلکرده باوقار و سختگیر هرگز از زبان رنگارنگ استفاده نمیکرد.
he prudishly averted his eyes from the painting.
او با بزرگی و سختگیری چشمانش را از نقاشی دور کرد.
the prudishly dressed guests were uncomfortable at the beach party.
مهمانانی که با لباسهای باوقار و سختگیر لباس پوشیده بودند در مهمانی ساحلی احساس ناراحتی میکردند.
she prudishly objected to the explicit content in the film.
او با بزرگی و سختگیری به محتوای صریح فیلم اعتراض کرد.
the prudishly brought up children had very strict rules about behavior.
فرزندانی که باوقار و سختگیر بزرگ شده بودند، قوانین بسیار سختگیرانهای در مورد رفتار داشتند.
he prudishly declined the invitation to the adult-only party.
او با بزرگی و سختگیری از دعوت به مهمانی فقط برای بزرگسالان امتناع کرد.
the prudishly mannered young woman blushed at the suggestive comment.
زن جوان باوقار و سختگیر با شنیدن نظر پیشنهادی شرمنده شد.
behave prudishly
Persian_translation
reacted prudishly
Persian_translation
she prudishly declined to discuss the intimate details of her relationship.
او با بزرگی و سختگیری از بحث درباره جزئیات صمیمی رابطه خود امتناع کرد.
he prudishly turned away when the topic of conversation became too personal.
او با بزرگی و سختگیری وقتی موضوع گفتگو خیلی شخصی شد، روی برگرداند.
the prudishly dressed woman avoided all discussions about dating.
زن با لباسهای باوقار و سختگیر از بحث درباره قرار ملاقات اجتناب میکرد.
she prudishly covered her ears when her friends told jokes.
او با بزرگی و سختگیری وقتی دوستانش شوخی میگفتند، دستهایش را روی گوشهایش میگذاشت.
the prudishly raised children were not allowed to watch pg-13 movies.
فرزندانی که با بزرگی و سختگیری بزرگ شده بودند، اجازه نداشتند فیلمهای PG-13 تماشا کنند.
he prudishly refused to look at the magazine cover.
او با بزرگی و سختگیری از نگاه کردن به جلد مجله امتناع کرد.
the prudishly behaved guest left the room when alcohol was served.
مهمان باوقار و سختگیر وقتی الکل سرو شد، اتاق را ترک کرد.
she prudishly changed the subject whenever romance was mentioned.
او هر وقت عشق و عاشقی مطرح میشد، با بزرگی و سختگیری موضوع را عوض میکرد.
the prudishly educated woman never used colorful language.
زن تحصیلکرده باوقار و سختگیر هرگز از زبان رنگارنگ استفاده نمیکرد.
he prudishly averted his eyes from the painting.
او با بزرگی و سختگیری چشمانش را از نقاشی دور کرد.
the prudishly dressed guests were uncomfortable at the beach party.
مهمانانی که با لباسهای باوقار و سختگیر لباس پوشیده بودند در مهمانی ساحلی احساس ناراحتی میکردند.
she prudishly objected to the explicit content in the film.
او با بزرگی و سختگیری به محتوای صریح فیلم اعتراض کرد.
the prudishly brought up children had very strict rules about behavior.
فرزندانی که باوقار و سختگیر بزرگ شده بودند، قوانین بسیار سختگیرانهای در مورد رفتار داشتند.
he prudishly declined the invitation to the adult-only party.
او با بزرگی و سختگیری از دعوت به مهمانی فقط برای بزرگسالان امتناع کرد.
the prudishly mannered young woman blushed at the suggestive comment.
زن جوان باوقار و سختگیر با شنیدن نظر پیشنهادی شرمنده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید