sett

[ایالات متحده]/sɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لانهٔ گورکن؛ سنگ فرش (معادل پیاله)؛ لانهٔ گورکن‌ها و غیره.
Word Forms
جمعsetts

عبارات و ترکیب‌ها

settled down

فرود آمدن

settlement

..سوئد

settling in

جا افتادن

جملات نمونه

the setting of a jewel

تنظیم یک جواهر

the setting of the sun

غروب خورشید

a paper setting forth their grievances.

یک سند که بیانگر نارضایتی های آنها است.

a delightful setting of Psalm 150.

یک فضای دلپذیر برای مزمور ۱۵۰

took the lead in setting the pace of the project.

در تعیین سرعت پروژه پیشرو بود.

a setting of Yevtushenko's bleak poem.

زمینه شعر تاریک و دلگیر یevtوشنکو

Mendelian genetics in the setting of neuropsychiatry.

ژنتیک مندلی در زمینه نوروشیمیاتری

a breezy tropical setting of great charm.

یک فضای استوایی دلپذیر و بسیار جذاب.

a setter of printing type; a setter of rabbit traps.

تنظیم کننده حروف چاپی؛ یک تنظیم کننده تله خرگوش.

simulated driving in a laboratory setting

رانندگی شبیه‌سازی شده در یک محیط آزمایشگاهی

he was castigated for not setting a good example.

او به خاطر اینکه الگوی خوبی نبود مورد سرزنش قرار گرفت.

the game's fantasy setting is the same old, same old.

فضای فانتزی بازی همان داستان تکراری است.

a romantic house in a wonderful setting beside the River Wye.

یک خانه رمانتیک در یک محیط فوق العاده در کنار رودخانه وی

the last whit of warmth was drawn off by the setting sun.

آخرین رگه‌های گرما توسط غروب خورشید از بین رفت.

The setting sun ensanguined the western sky.

غروب خورشید آسمان غرب را سرخ کرد.

The setting sun kindled the sky.

خورشید غروب‌کننده آسمان را روشن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید