blights

[ایالات متحده]/blaɪts/
[بریتانیا]/blīts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث شدن چیزی پژمرده یا فاسد شود؛ خراب یا آسیب رساندن؛ کسی را ناامید یا دلسرد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

blights the landscape

خاک را آلوده می‌کند

economic blights

آفت‌های اقتصادی

social blights

آفت‌های اجتماعی

blight the future

آینده را تهدید می‌کند

جملات نمونه

excessive pollution blights the landscape.

آلودگی بیش از حد، منظره را مخدوش می‌کند.

neglecting maintenance blights the building's appearance.

بی‌توجهی به نگهداری، ظاهر ساختمان را خراب می‌کند.

blights can severely affect crop yields.

بیموریت‌ها می‌توانند به طور جدی بر عملکرد محصول تأثیر بگذارند.

poverty blights the community's growth.

فقر، رشد جامعه را دچار مشکل می‌کند.

blights on the trees indicate a disease.

بیموریت‌ها روی درختان نشان‌دهنده یک بیماری هستند.

bad management blights the company's reputation.

مدیریت ضعیف، شهرت شرکت را خراب می‌کند.

blights in urban areas can lead to social issues.

بیموریت‌ها در مناطق شهری می‌تواند منجر به مشکلات اجتماعی شود.

we must address the blights affecting our environment.

ما باید به مشکلاتی که بر محیط زیست ما تأثیر می‌گذارند رسیدگی کنیم.

blights in education can hinder progress.

بیموریت‌ها در آموزش می‌تواند پیشرفت را مختل کند.

invasive species can create blights in local ecosystems.

گونه‌های مهاجم می‌توانند باعث ایجاد مشکلاتی در اکوسیستم‌های محلی شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید