yeild

[ایالات متحده]/jiːld/
[بریتانیا]/jild/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار تولید، برداشت یا صید شده
v. تولید یا ارائه چیزی، به ویژه یک محصول، نتیجه یا مزیت
Word Forms
جمعyeilds

جملات نمونه

the investment yielded impressive returns over five years.

سهام بازگشت قابل توجهی در مدت پنج سال داشت.

farmers expect the new crops to yield more fruit this season.

کشاورزان انتظار دارند که محصولات جدید این فصل میوه بیشتری تولید کنند.

the research yielded valuable evidence about climate change.

پژوهش شواهد ارزشمندی درباره تغییرات اقلیمی ارائه کرد.

the company decided to yield control of the subsidiary to new owners.

شرکت تصمیم گرفت کنترل شرکت فرعی را به صاحبان جدید واگذار کند.

the project yielded unexpected benefits for the community.

پروژه مزایای غیرمنتظره‌ای برای جامعه ایجاد کرد.

scientists hope the experiment will yield positive results.

دانشمندان امیدوارند که آزمایش نتایج مثبتی ارائه کند.

the negotiations yielded a mutually beneficial agreement.

تالش‌های مذاکره به یک توافق متقابل منجر شد.

the policy changes yielded significant improvements in efficiency.

تغییرات سیاست‌ها به بهبود قابل توجهی در کارایی منجر شد.

the new technology yielded higher profits than anticipated.

فناوری جدید سودآوری بیشتر از آنچه پیش‌بینی شده بود را به دست آورد.

the committee yielded to pressure from stakeholders.

کمیته به فشار از سوی ذینفعان تسلیم شد.

the soil quality will determine how well the crops yield.

کیفیت خاک تعیین خواهد کرد که محصولات چقدر به خوبی تولید می‌شوند.

the investigation yielded crucial information about the incident.

تحقيق اطلاعات حیاتی درباره این وقوع ارائه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید