bel

[ایالات متحده]/beil/
[بریتانیا]/bɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد اندازه‌گیری برای صدا؛ زنگ؛ یک نام زنانه؛ یک اصطلاح محبت‌آمیز برای عربلا، ایزابل، و غیره.
Word Forms
جمعbels

عبارات و ترکیب‌ها

belong

متعلق

belief

باور

bellow

هواکش

bellhop

خدمتکار هتل

belligerent

آشکارساز

bel canto

بل کانتو

bel air

بل اِر

believe in

باور داشتن به

belong to

به متعلق بودن به

below average

زیر میانگین

believe me

به من باور کن

above belief

فراتر از باور

below deck

زیر عرشه

below the line

زیر خط

جملات نمونه

As a bel esprit he despised pedantry whether in a man or in a bluestocking.

به عنوان یک روح باهوش، او از خشک مغزی بیزاری داشت، چه در مرد و چه در زن.

Actually I think that the coloratura vocalism in Bel canto is a kind of pursue in vocalism sound good harmonize beaut iful voice with sensibility.

به نظر من آواز رنگی در بل کانتو نوعی تلاش برای دستیابی به صدای زیبا و هماهنگ با حس و حال است.

Besides lardo and a great variety of salami, il Bel Paese has a large selection of olive oil and balsamic vinegar not available at City’Super.

علاوه بر لاردو و انواع سالامی، ای بل پائزه (منطقه ای در ایتالیا) انتخاب گسترده ای از روغن زیتون و سرکه بالزامیک دارد که در City’Super در دسترس نیست.

Chateau Villa Bel Air is located in Saint – Morillon in the heart of the “Grave” appellation.After a long dormant period, the property was bought in 1988 by Jean – Michel Cazes and his family.

شرگویل ویلا بل ایر در سن موریلون در قلب منطقه «گراو» واقع شده است. پس از یک دوره طولانی رکود، این ملک در سال 1988 توسط ژان - میشل کازه و خانواده اش خریداری شد.

Fig.1 It is image of continue scanning section of hu-man Bel-7402 hepatocarcinoma cell with CSLM.Intra-cellular F-actin was loaded with Phalloidin-FITC andshowed green fluorescence.

شکل 1 تصویری از بخش اسکن پیوسته سلول هپاتوکارسینوما انسان Bel-7402 با CSLM است. F-آکتین داخل سلولی با Phalloidin-FITC بارگیری شد و فلورسانس سبز نشان داد.

to ring the bell

زنگ را به صدا درآوردن

the bell tolled for the deceased

گوشه برای درگذشتگان نواخته شد.

to belittle someone's achievements

کاهش دستاوردها

the bellhop carried the luggage

خدمتکار هتل چمدان ها را حمل کرد.

to be under Belle's spell

تحت طلسم بل بودن

the bell tower overlooked the city

برج ناقوس بر شهر مشرف بود.

to have a bell pepper salad

سالاد فلفل دلمه ای داشته باشد

the bellboy assisted the guests with their bags

خدمتکار هتل به مهمانان در حمل چمدان هایشان کمک کرد.

to wear a belted dress

پوشیدن لباس کمربندی

the church bell chimed at noon

زنگ کلیسا در ظهر نواخته شد.

she decided to bel her dreams and pursue a career in art.

او تصمیم گرفت رویاهایش را دنبال کند و وارد حرفه ای هنری شود.

it's important to bel in yourself to achieve your goals.

برای رسیدن به اهداف خود مهم است که به خودتان ایمان داشته باشید.

he always tells me to bel that everything will be okay.

او همیشه به من می گوید که به این فکر کنید که همه چیز خوب خواهد شد.

they need to bel that they can make a difference.

آنها باید به این فکر کنند که می توانند تغییری ایجاد کنند.

we should bel in the power of teamwork.

ما باید به قدرت کار گروهی ایمان داشته باشیم.

she bel her abilities and took on the challenge.

او به توانایی های خود ایمان داشت و این چالش را پذیرفت.

to succeed, you must bel in your vision.

برای موفقیت، شما باید به دیدگاه خود ایمان داشته باشید.

he learned to bel in love again after his heartbreak.

او پس از دلسردگی عشق، یاد گرفت که دوباره عاشق شود.

they encourage each other to bel in their potential.

آنها یکدیگر را تشویق می کنند تا به پتانسیل خود ایمان داشته باشند.

we must bel that change is possible for a better future.

ما باید به این فکر کنیم که تغییر برای آینده ای بهتر امکان پذیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید